پس از اینکه زئوس تایتان ها را شکست داد و به عنوان خدای خدایان بر مسند قدرت نشست، نه شب را در کنار نی مازینی (الهه ی حافظه) به سر برد و بدین ترتیب نه دختر به نام های کالیوپ، کلیو، اراتو، یوترپ، مل پومینی، پولی هیمنیا، ترپ سیکوری، تالیا و اورانیا زاده شدند که به میوزها شهرت یافتند. بنابر نوشته های پیشینیان، دختران نی مازینی در دامنه ی کوه المپ متولد شدند.
پرستاری میوزها بر عهده ی نیمفی به نام اوفمی بود که خود وی روابط عاشقانه ای با پان (خدای چوپانان و رمه ها) داشت که حاصل آن زاده شدن پسری به نام کروتوس بود که همراه میوزها بزرگ شد و از همراهان آنها گشت.
زئوس، آپولو (خدای موسیقی، کمانگیری و آفتاب) را به سرپرستی میوزها گمارد و از این رو است که وی "Musagetes" - به معنای رهبر میوزها - نیز نامیده شده است. تعلیم این نه خواهر برعهده ی او بود. آپولو بود که به میوزها یاد داد چگونه از استعدادهای ذاتی خود استفاده کنند و در آواز و رقص سرآمد همگان شوند.
در جایگاه رفیع خدایان که در المپ واقع بود، میوزها کنار سریر زئوس می نشستند و درباره ی بزرگی و عظمت او، پیروزی پرشکوه وی بر تایتان ها، و اعمال حیرت انگیز قهرمانان یونان می خواندند. همچنین، در ضیافت ها و بزم های خدایان با رقص و آواز خود فناناپذیران را به وجد می آوردند.
خانه ی آنها کوه هلیکون بود. چشمه های مقدس آگانیپ و هیپوکرین در آنجا بودند و خاصیت الهام بخشی داشتند. چنین خاصیتی را برای چشمه ی مقدس کاستالیا نیز در نظر گرفته اند. کاستالیا نیمفی بود که آپولو در دلفی او را به چشمه تبدیل کرد. این چشمه به کسانی که جرعه ای از آن می نوشیدند نبوغ شاعری می بخشید. از آب این چشمه ی مقدس برای تمیز کردن معابد دلفی نیز استفاده می شد.

پرستش و تکریم میوزها در نواحی کوه های هلیکون و پارناسوس رواج داشت و البته هلیکون از این نظر قداست بیشتری داشت. در جانب شرقی این کوه دره ی میوزها قرار دارد که از قرن ششم پیش از میلاد، فستیوالی موسوم به Mouseai هر پنج سال یکبار در آنجا برگزار می شده است. در این فستیوال، هنرمندان و به ویژه شاعران و نویسندگان به رقابت با یکدیگر می پرداختند. در زیارتگاه های میوزها، هنرمندان معمولاً در ازای برخورداری از موهبت آنان – خلاقیت و الهام بخشی – جام های مملو از آب، شیر یا عسل به درگاه آنان پیشکش می کردند.
طبق رسم و رسوم های مربوط به آن دوره، هر مدرسه دارای زیارتگاه میوزها بود که به موزیون شهرت داشت. برخی می گویند واژه ی موزه از این کلمه وام گرفته شده است. موزه ی اسکندریه که توسط پتولمی اول بنا شد، معبد میوزها بود.
میوزها سرچشمه ی خلاقیت و هنر بودند و موهبت آنها برای نوع بشر خلاقیت و قریحه ی هنری بود. آنها الهام بخش هنرمندان، شاعران، نویسندگان و خنیاگران بودند. طبق برخی نوشته های به جای مانده از آن دوران، میوزها شاعری و نوشتن را ابداع کردند و به نوع بشر ارزانی داشتند.

میوزها شاگردان سرشناسی داشتند: اسفنکس که معمای خود را از میوزها آموخت، آریستائوس که هنر شفا و پیشگوئی را از آنان آموخت، اکو که از آنها نواختن موسیقی را یاد گرفت، و هزیود که میوزها به او موهبت شاعری عطا کردند. اغلب اوقات، میوزها شخصی را انتخاب می کنند تا پیام خاصی را به انسان ها منتقل سازد، بی آنکه آن شخص نام میوزها را شنیده باشد یا به وجود آنها واقف باشد.
هزیود گفته است: "کسی که میوزها دوستش داشته باشند خوشبخت است." ولی کسانی که آنها بر او خشم بگیرند براستی بدبختند! تامیریس که در داستانسرائی سرآمد همگان بود در دوریون به رقابت با میوزها پرداخت و طبق توافق قبلی اگر پیروز می شد می توانست با همه ی آنها همبستر شود. اما شکست خورد و میوزها بینائی و قدرت داستانسرائی را از او گرفتند. سیرن ها که موجوداتی با بدن پرنده و سر زن زیباروی بودند به تحریک هرا به رقابت با میوزها پرداختند ولی آنها هم شکست خوردند و نتیجه آن شد که میوزها پرهای آنها را کنده و برای خود تاج (احتمالاً به نشانه ی این پیروزی) درست کردند. دختران پیروس شاه که تعدادشان با میوزها برابر بود بر این گمان بودند که می توانند در آواز و موسیقی با میوزها برابری کنند ولی در مسابقه با آنها شکست خوردند. میوزها آنها را به پرندگان خوش الحان تبدیل کردند! مورد بعدی مسابقه با میوزها نیست بلکه در مورد پادشاهی است که قصد تعرض به میوزها را داشت. پیرنیوس که بر دائولیس حکمرانی می کرد سعی کرد میوزها را به همخوابگی با خود وا دارد و سرانجام وقتی که به دنبال آنها از بالای برج پرید، کشته شد. میوزها می توانستند پرواز کنند ولی او نمی توانست!
معرفی میوزها
 |
کالیوپ: او میوز شعر حماسی است و میان دختران نی مازینی بزرگ ترین و خردمندترین آنهاست. او میوز مورد علاقه ی هومر بود و گمان برخی بر این است که او مادر این شاعر پرآوازه و جاودان یونان باستان بوده است. بنابر پاره ای روایات، فرزند دیگر کالیوپ اورفئوس است که خنیاگر و شاعر مشهور یونان باستان بود. کالیوپ تاجی زرین بر سر و لوح نوشتن یا نسخه ای از اودیسه ی هومر در دست دارد. |
 |
کلیو: او میوز تاریخ و شعر پهلوانی است. طبق برخی روایات، کلیو بود که یونانیان را با الفبای فنیقی آشنا کرد. آورده اند که کلیو دیوانه وار دلباخته ی پریوس (پادشاه مقدونیه) شد و حاصل آن پسری به نام هیاسینت بود که در عنوان جوانی به طور اتفاقی توسط آپولو به قتل رسید. کلیو معمولاً جامه ای ارغوانی به تن، حلقه ای از برگ بو بر سر و تعدادی کتاب و طومار در دست دارد.
|
 |
اراتو: او میوز شعر عاشقانه و مدافع روابط رمانتیک است. اراتو معمولاً در حال نواختن چنگ است.
|
 |
یوترپ: او میوز شعر غنایی و موسیقی است. یوترپ برای کسانی که آواز او را می شنوند شادی و شعف به ارمغان می آورد. او معمولاً در حال نواختن فلوت است. |
 |
مل پومینی: او میوز تراژدی است. آوازخواندن مل پومینی شنوندگان را مجذوب کرده و به آنها الهام می بخشد. او معمولاً ماسک تراژدی در دست دارد. |
 |
پولی هیمنیا: او میوز شعر مذهبی است. پولی هیمنیا معمولاً به فکر فرو رفته و چهره ای اندیشناک دارد.
|
 |
ترپ سیکوری: او میوز رقص است. ترپ سیکوری با دیدن آکلوس (رب النوع رود) دلبسته ی او شد و حاصل آن زایش سیرن ها بود. او معمولاً در حال رقصیدن است یا چنگ در دست دارد.
|
 |
تالیا: او میوز کمدی و شعر روستائی است. او معمولاْ ماسک کمدی و عصای چوپانی در دست دارد.
|
 |
اورانیا: او میوز اخترشناسی و طالع بینی است. اورانیا با استفاده از موقعیت ستارگان قادر به پیشگویی آینده است. همچنین، او مدافع عشق شهوانی است. او ردائی با نقش ستارگان بر تن و گوی در دست دارد.
|
پ.ن. می توان درام را موهبت میوزها دانست.
Sources:
http://en.wikipedia.org/wiki/Muses
http://www.matrixbookstore.biz/muses.htm
http://www.gods-heros-myth.com/godpages/themuses.html
http://www.greekmythology.com/Other_Gods/The_Muses/the_muses.html
http://www.greek-gods.info/ancient-greek-gods/muses/
http://www.musesguild.org/?q=muses
http://www.theoi.com/Ouranios/Mousai.html
http://www.theoi.com/Nymphe/NympheEupheme.html
http://answers.yahoo.com/question/index?qid=20061029113721AAVSgdK